آيا تا به حال آرزو كرده ايد كه
مي
توانستيد در يك لحظه به كهكشاني دور دست سفر كنيد؟ يا حتي
خيلي نزديكتر از آن ، سري به دوستتان در آنسوي كره زمين
بزنيد؟
بدين منظور از مفهوم انحناي فضا _ زمان شروع مي كنيم. چگونه ممكن است
فضا _ زمان خميده شود؟
فرض كنيد شما و دوستانتان براي جمع كردن توت به
زير درخت آن رفته ايد و پارچه
اي را كه زير درخت گرفته ايد چنان كشيده شده است كه به شكل يه صفحه تخت در آمده است. روي پارچه مورچه
اي در حال رفتن به سوي يك توت است. در اين
حالت نزديكترين فاصله براي مورچه به رسيدن به توت، يك خط راست است.
اما اگر سنگي سنگيني را در وسط پارچه قرار دهيم
فضايي كه مورچه در آن قرار دارد
خميده مي شود و در اين فضاي جديد ،ديگر خط راست، كوتاهترين مسير براي مورچه نخواهد بود.
مطابق نسبيت عام اجرام در فضا نيز ايجاد خميدگي
مي كنند به طوري كه با افزايش
جرم خميدگي بيشتري حاصل مي شود. حال فرض كنيد كه در كنار همه اجسام يعني شما، من يا حتي
يك مورچه ، سه بعد فضا و زمان خميده مي شوند.
واضح است كه ما قادر به ديدن اين انحنا نيستيم اما آثار آن را به خوبي حس مي كنيم.

سياهچاله ها هنگامي تشكيل مي شوند
كه جرم باقيمانده از انفجار ابر نو اختري ستاره
بيش از سه برار جرم خورشيد باشد. گرانش سياهچاله ها به قدر ي زياد است كه حتي نور قادر به گريختن از آنها نيست. اجرامي كه توسط سياهچاله ها بلعيده مي شوند ، به هنگام فرو ريزش به درون آن و پيش از
آنكه
كاملا" ما پديد شوند پرتو هاي ايكس و گاماي پر انرژي
تابش مي كنند كه آشكار سازي اين پرتو ها روشي است براي
شناسايي محل سياهچاله ها. اگر جسمي از فاصله اي كه
افق رويداد ناميده مي شود به سياهچاله نزديكتر شود ديگر قادر به گريختن
از گرانش بسيار قدرتمند آن نيست و تنها راه فرار اين است كه با سرعتي
بيش از سرعت نور حركت كند كه چنين چيزي غير ممكن است.
در سال 1930 آينشتين و همكارش روسن نشان دادند كه
يم سياهچاله مي توتند عالم را به عالم ديگري كه كاملا"متفاوت است، متصل كند.
در واقع هنگامي كه وارد يك سياهچاله مي شويم وارد تونلي
قيف مانند با فضا
_ زماني بسيار پيچيده شده ايم كه در انتهاي آن تونل ديگري
قرار دارد كه مثل تصوير آينه اي آن است و سر ديگر تونل
دوم ما را به عالم ديگري متصل مي كند. اين تونل
كه در ابتدا پل آينشتين _ روسن ناميده شده بود بعد ها به عنوان كرمچاله شهرت يافت.

از گذشتۀ موسیقی ایران اطلاع زیادی در دست نیست، ولی بعضی از اسناد و مدارکی در دست است که می توان بر اساس ان تخمین زد که موسیقی ایران حداقل به دوران “مادها” بر می گردد و مهم ترین مدرک موجود کتاب زرتشت، “اوستا” می باشد که بخش مهمی از این کتاب را “گات ها” تشکیل داده اند. هر یک از گات ها مجموعه ای از اشعار و سرودهایی بوده که در راستای اهداف مذهبی یا اجتماعی خاص جاری شده و به تناسب مفاهیم موجود، گاتها دارای اهنگ خاص بوده، و این نیایش ها به همراه اهنگ خاصی اجرا می شده و از طرفی چون زرتشت حدودآ در دورۀ مادها می زیسته، پس با اطمینان می توان از حضور موسیقی اوازی و سازی در ان دوران از تاریخ ایران زمین سخن گفت. تندیس های کشف شده از شوش هم دلالت بر این دارد که سازهای دف، چنگ، تنبور و انواع سازهای بادی، حداقل هزار سال پیش از میلاد در این سرزمین در مراسم مختلف مورد استفاده بوده است.
تاریخ موسیقی ایران از هخامنشی تا قاجار
در دوران هخامنشی بنا بر انچه که برخی مورخین بزرگ مانند هرودوت گفته اند، موسیقی در جنگ های کورش بزرگ نقش حساسی را به عهده داشته است. کزنفون، مورخ یونانی در کتاب خصایص کورش می گوید: کورش هنگام حمله به اشور سرودی را اغاز کرد، انگاه سپاه بزرگ او هم به پیروی از این پادشاه بزرگ سرود خواندند و انگاه جنگ را اغاز کردند. و در بخش دیگر می گوید: نیمه شب کورش دستور داد تا سردار سپاه در جلوی صفوف قرار گیرد و سرود مخصوص بخواند و انگاه تمامی سپاه با او در هنگام حمله سرود بخواندند.
در دورۀ اشکانیان (پارت ها) نیز وجود بعضی اثار باستانی مؤید وجود موسیقی در ان دوران است که مهم ترین انها اثر بسیار نفیس بر جا مانده از این دوره در منطقۀ نساء (سرزمین خراسان بزرگ که بخش های به جا مانده از ان اینک درگز، قوچان، بجنورد و … می باشند)، نقشی است بر روی یک ساتگین و این شاخ نشاندهندۀ تصویر مردی است که در حال بردن گوسفندی است و دو نوازنده، که یکی چنگ و دیگری سازی بادی دارد، وی را همراهی می کنند.
در دورۀ ساسانیان با توجه به اینکه پادشاهان نسبت به توسعۀ تمدن ایران علاقه داشتند، موسیقی را به عنوان یکی از مهم ترین عناصر فرهنگ و تمدن در این دوره از تاریخ ایران معرفی کردند و این هنر در این دوره بسیار پیشرفت کرد و بنا به قول مورخین این دوره، دوران طلایی موسیقی ایران بوده است. جالب توجه است که در زمان حکومت اردشیر بابکان مردم از لحاظ اجتماعی به طبقاتی تقسیم شده بودند که موسیقی دانان در طبقه ای ممتاز و ویژه قرار گرفته بودند؛ این طبقه بندی به عنوان قانون کشوری در امده بود و تا مدتها بعد از ان هم ادامه داشت. عظمت موسیقی این دوران که بر اساس توجه پادشاهان این سلسله باعث ایجاد انگیزه و رشد و شکوفایی موسیقی شد، همواره با نام های بزرگی چون باربد، بامشاد، رامتین، نکیسا و … همراه می باشد. کریستین سن، خاورشناس دانمارکی در کتاب “ایران در زمان ساسانیان” نوشته است: باربد موسیقی دان برای هفت روز هفته و سی روز ماه و سیصد و شصت و پنج روز سال نغماتی متفاوت ساخته بود که بیشتر نغمات فعلی از انها اقتباس شده است. در دیوان منوچهری، خسرو و شیرین نظامی و اثار بعضی نویسندگان عرب از اوازها و یا نام قطعاتی مختلف یاد شده است، مانند: تخت اردشیر، هفت گنج، تخت طاقدیس، گلریز، خسروانی، زیر افکن، نوروز، نهفت، گنج باداور، نوروز بزرگ، که هر یک نشان دهندۀ شکوه و جلال خسرو پرویز بوده، یا نشان دهندۀ ثروت و پیروزیهای ایرانیان، و یا جشن ها و فصل های مختلف، بویژه فرا رسیدن بهار. در کتاب خسرو و شیرین از نظامی می خوانیم:
نشسته باربد بربط گرفته جهان را چون فلک در خط گرفته
نکیسا نام مردی بود چنگی ندیم خاص خسرو پیر زنگی
از این سو باربد چون بلبل مست ز دیگر سو نکیسا چنگ در دست
نکیسا بر طریقی کان صنم خواست فرو خواند این غزل در پردۀ راست
شکفته چون گل نوروز خوش رنگ به نوروز این غزل در ساخت با چنگ
به اواز حزین چون عذرخواهان روان کرد این غزل را در سپاهان
در ان پرده که خواندندش حصاری چنین بکری براورد از عماری
نکیسا در ترنم جادویی ساخت پس انگه این غزل در راهوی ساخت
پس از ظهور اسلام و ایجاد ارتباط وسیع و فراگیر بین کشورهایی که تحت فرمان حکومت اسلامی بودند، تاثیر گذاری و تاثیر پذیری فرهنگی، جوامع مختلف را به هم نزدیک تر کرد و یکی از دلایل این مهم این است که در این دوران دانشمندان (از جمله موسیقی دانان) اثار خود را در جهت بهره برداری بین المللی به زبان عربی نگارش کردند.
بنا به اعتقاد ابن خلدون مورخ بزرگ، دوران خلفای عباسی، دوران رشد و شکوفایی موسیقی در حکومتهای اسلامی می باشد. از مهم ترین وقایع این دوران می توان از تأسیس هنرستان موسیقی در اندلس نام برد که توسط زریاب بنیان شد و در واقع با تأسیس این مرکز، موسیقی ایران و به طور کلی موسیقی شرق در اسپانیا معرفی و ترویج شد. از موسیقی دانهای برجستۀ این دوران می توان از ابن سینا، فارابی و خوارزمی یاد کرد که هر سه از دانشمندان بزرگ ایران بوده و در رشتۀ موسیقی دانش نامه داشته اند. فارابی اولین دانشمندی است که کتابی کاملآ علمی در زمینۀ موسیقی نوشت و او اولین کسی است که با تحقیق در اثار پیشینیان نسبت های ریاضی صدا را معین کرد. در دوران حملۀ مغولها، به نام خواجه نصیر طوسی بر می خوریم که در نجوم و ریاضی متخصص بوده و در زمینۀ موسیقی نیز صاحب رساله بوده است، و نیز عبدالقادر مراغه ای یکی دیگر از بزرگان موسیقی این دوران می باشد. نکتۀ قابل توجه در اثار مراغه ای این است که بیشتر تألیفات او به زبان فارسی نگارش شده است. کتابهای شرح ادوار و مقاصد الالحان و جامع الالحان از تألیفات اوست.
در دوران صفوی موسیقی تنزل پیدا کرد و بنا به قول فارمر، “از موسیقی عصر صفوی اطلاع چندانی در دست نیست، و فقط در عصر شاه عباس، موسیقی سازی برای خود جایگاهی داشته و شاه عباس خود نوازنده، خواننده، تصنیف ساز و اهل موسیقی بوده است و بعضآ در خلوت خود می خوانده.” در دوران افشاریه و اوایل قاجار، لشکرکشی های داخلی و خارجی انقدر شدت داشته که دیگر محلی برای رونق بازار موسیقی باقی نمانده است.
اما در دوران ناصری، با فضای بازی که در دربار پیش امد نوازندگانی پیدا شدند که بزرگترین ایشان میرزا علی اکبر فراهانی بوده است و انچه موسیقی سنتی کنونی ایران معرفی می شود، توسط این استاد و بعد خانوادۀ او به ما رسیده است.
با ترویج خط موسیقی در کشور توسط کلنل وزیری، اثار موسیقی که از پدران ما به ارث رسیده بود، در روایت های مختلف ثبت و ضبط شد و اولین تاریخ مدون موسیقی ایران شکل گرفت.


این شهر شگفت انگیز در 80 کیلومتری شهر کوزکو (cuzco) و در بلندای کوههای آند قرار دارد.
در این شهر سنگی مقدس به نام سایوا یا سوخانکا قرار دارد که در ظهر روزهای 21 سپتامبر و 21 مارس خورشید به طور کامل عمود می تابد و از ستون قرار داده شده در وسط این سنگ, هیچ سایه ای ایجاد نمی شود . در این زمان مردم به خاطر اتصال خورشید به زمین به جشن وشادی می پرداختند.

افسانه دیگری نیز در مورد این سنگ گفته می شد که اگر فرد پارسایی در مقابل این سنگ می ایستاد قادر بود دنیای مردگان را ببیند.
سبک معماری این شهر خانه های پلکانی بوده که با سنگ ساخته و نما داده شده است.

موقعیت این شهر طوری بود که امکان دسترسی دشمنان به این شهر وجود نداشت ولی به اطراف راههای ارتباطی بسیاری وجود داشت.در این شهر 150 خانه وجود دارد و در هر تراس مکانی برای کشاورزی و تامین غذای مردم وجود داشت.

این یافته باستانی که در آغاز چیز چندان مهمی به نظر نمی آمد با بررسی بیشتر کونیگ به عنوان یک باتری الکتریکی باستانی شناسایی شد که عبارت بود از :
یک کوزه گلی به ارتفاع 15 سانتی متر که درون آن استوانه ای از ورق مس قرار داشت. داخل این استوانه یک میله آهنی زنگ زده جای داشت. روی این میله باقی مانده های فلز سرب دیده می شد و تمام این اجزا با قیر بر جای خود محکم شده بودند.

بدیهی است که این یافته کونیگ با شک و تردید مواجه شد اما پس از بررسی های دکتر آرنه اگبرشت مصر شناس نظریه کونیگ درست شناخته شد. پژوهشی که اگبرشت انجام داد این چنین بود:
او پس از باز سازی کوزه گلی آن را با سرکه انگور پر کردو بلافاصله ولتاژ ان را اندازه گیری کرد و به ولتاژی برابر 0.5 ولت رسید.
اگبرشت مجسمه ای نقره ای از اوزیریس داشت که روی آن لایه نازکی از طلا قرار داشت. او به این نتیجه رسید که یکی از کاربرد های این باتری کوزه ای می تواند در این مجسمه به کار گرفته شده باشد چرا که پوشانیدن چنین لایه نازکی از طلا بر روی مجسمه ای از جنس دیگر در آن زمان کار بسیار مشکلی بوده است, پس او این آزمایش را ترتیب داد :
او نمونه ای دیگر از این مجسمه نقره ای از اوزیریس را ساخت و داخل محلول نمک طلا آویزان کرد و آن را به زنجیره ای متشکل از 10 عدد باتری کوزه ای متصل کرد و براستی در مدت چند ساعت لایه نازکی از طلا مجسمه نقرا ای را پوشانیده بود.
بنيآدم اعضای يكديگرند - كه در آفرينش ز يک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار - دگر عضوها را نماند قرار
آیا میدانستید این شعر شیخ اجل-سعدی شیرازی- سوار بر کاوشگر فضایی ویجر سالهاست که در فضا طی طریق میکند و هماکنون به خارج از منظومه خورشیدی رسیده است؟!
30 سال از زمانی که کاوشگرهای بین ستارهای ویجر 1 و 2 در سال 1977 به فضا پرتاب شدند میگذرد ، هر دوی این کاوشگرها یک صفحه طلایی خاص را با خود حمل میکنند ، دیسک گرامافونی که حاوی موسیقی و عکسهایی از زمین است که نشاندهنده گونه گونی حیات و فرهنگ در زمین به موجودات هوشمند فرازمینی است.
با اینکه در هر ساعت این کاوشگرها 38 هزار مایل از زمین دور میشوند ، ناسا تخمین میزند که 40 هزار سال طول میکشد که ویجرها به نزدیکترین منظومه ستارهای از ما با فاصله 1.7 سال نوری برسند. ویجر 2 هماکنون 7.68 میلیارد مایل از زمین فاصله دارد و هنوز هم اطلاعات علمی برای ما میفرستد.
در زمان پرتاب کاوشگرهای ویجر 1 و 2 ، کمیتهای به رهبری کارل ساگان از دانشگاه کورنل برای تعیین اینکه در این دیسک چه چیزهایی باید قرار بگیرند تشکیل شد و حاصل کار این کمیته یک دیسک با محتوای قابل توجه است.
محتوای دیسک : در صفحهای 12 اینچی مسی با روکش طلا چکیدهای از فرهنگ و آثاری از حیات گونههای مختلف قرار داده شده است:
- 115 عکس که البته به صورت آنالوگ هستند. اين عكسها را ميتوانيد در اينجا ببينيد.
- اصواتی از زمین : از رعد و برق گرفته ، تا صدای گریه یک شیرخوار ، صدای یک وال ، رعد و برق ، صدای برخورد امواج به ساحل ، صدای قلب انسان و گام برداشتنش و ... آنها را ميتوانيد از اينجا دانلود كنيد و گوش كنيد.
- موسیقیهای منتخب از فرهنگها و نواحی مختلف (90 دقیقه) : موسیقیهای مختلفی از باخ و بتهوون تا لوئیس آرمسترانگ و چاک بری در دیسک گنجانده شدهاند. موسیقیها متعلق به فرهنگها و کشورهای مختلف هستند : چین ، ژاپن ، آذربایجان ، اندونزی ، مکزیک ، پرو ، بلغارستان ، سنگال و ...
در اینجا میتوانید تعدادی از این موسیقیها را دانلود کنید.
- سلام و خوشامدگویی به 55 زبان: جالب است که بدانید این
خوشامدگوییها با زبان آکادی که در سومر 6 هزار سال پیش صحبت میشد شروع میشود و
به زبان
Wu یک لهجه چینی ختم میشود.
به سلام فارسی كه با شعر سعدی دنبال ميشود ، گوش كنيد.
مجموعه همه این سلامها را از اینجا دانلود کنید و گوش کنید.
روی کاور این صفحه به صورت تصویری اطلاعاتی در مورد چگونگی باز کردن دیسک و دیدن تصویرهایش ، موقعیت زمین در کهکشان و همچنین طول مدت یک ثانیه داده شده است.
البته به نظر میرسد این کار بیشتر یک اقدام سمبولیک باشد ، چرا که با توجه به اندازه کوچک کاوشگرها در مقایسه با فضای بین ستارهای ، بسیار بعید است حتی در صورت وجود حیات فرازمینی ، این دیسکها پیدا شوند ، حتی در صورتی که موجودات فرازمینی این دیسکها را پیدا کنند ، با توجه به گذشت زمان زیاد آنها جنبه تاریخی خواهند داشت و به علاوه ممکن است آنها زمانی پیدا شوند که دیگر نشانی از حیات در زمین نباشد.
سال 2006 کاوشگرهای ویجر 1 و 2 به طور کامل از منظومه شمسی خارج شدند ، آنها بعد از از کاوشگرهای پایونیر 1 و 2 ، سومین و چهارمین وسیله دستساخته بشر هستند که از منظومه خورشیدی خارج میشوند.
پاییونیر 1 و 2 هم که در سال 1972 با فاصله چند روز از هم به فشا پرتاب شدند ، به نوبه خود ، پلاکهای آلومینیومی با روکش طلا داشتند که اطلاعاتی در مورد سال ساخت و نوع بشر بر روی خود دارد.
ایده قرار دادن پیامهایی برای موجودات هوشمد فرازمینی نخستین بار به وسیله «اریک بورگس» داده شد ، این ایده به دکتر کارل ساگان دانشمند مشهور ناسا منتقل شد ، دکتر ساگان خود قبلا مقالهای درباره ارتباط برقرار کردن با فرازمینیها نوشته بود و از این ایده به شدت استقبال کرد.
سرانجان ناسا با این طرح موافقت کرد و سه هفته به وی فرصت داد تا پلاکی را طراحی کند. ساگان با همکاری فرانک دریک ، پلاک را طراحی کردند ، البته طراحی هنری این پلاک را همسر کارل سیگان - لیندا سالزمن- انجام داد.
این پلاک 22.9 سانتیمتر طول و 15.2 سانتیمتر عرض و 1.27 میلیمتر ضخامت دارد که میتوانید آن را در اینجا ببینید.
سعی شده بود در این پلاک به صورت مختصر و مفید اطلاعاتی در مورد زمین داده شود ، در بالا و سمت چپ پلاک به صورت شماتیک تصویری از عنصر هیدروژن ، فراوانترین عنصر در گیتی دیده میشود.
درسمت راست ، تصویری از یک مرد و زن برهنه را در کنارهم میبنیم ، طول قامت متوسط یک زن -168 سانتیمتر - هم در کنار زن اشاره شده است . به علاوه در پشت سر تصویر زن و مرد شمایی از خود کاوشگر دیده میشود تا با مقایسه با اندازه کاوشگر پایونیر ، موجود هوشمند غیرزمینی ، به اندازه قامت انسانها پی ببرد.
مرد ، دست راست خود را به نشانه خوشآمدگویی بالا برده است. ابتدا ساگان قصد داشت تصویر انسانها را در حال دست دادن به هم در پلاک نشان بدهد ، ولی بعدا به تصور اینکه فرازمینیها فکر میکنند ، دو انسان مرد و زن ، یک موجود هستند ، از این کار منصرف شد.
در سمت چپ تصویر موقعیت خورشید نسبت به کهکشان و 14 تپاختر دیده میشود. ( تپاخترها یا پالسارها ستارههای نوترونی چرخنده هستنده که از خود به صورت متناوب امواج رادیویی ساطع میکنند.)
در پایین تصویر هم ، سیارات منظومه شمسی و کره زمین به عنوان سومین سیاره این منظومه نسبت به خورشید ، دیده میشود.
البته همه واکنش مثبتی نسبت به این پلاک نداشتند ، خیلیها از اینکه انسانها در این پلاک برهنه به تصویر کشیده بوند ، اعتراض کردند ، «شیکاگو سان تریبون» عکس این پلاک را برای پنهان کردن برهنگی ، روتوش کرد ، «لوس آنجلس تایمز» نامههای اعتراضی از خوانندگان خود دریافت کرد که در آن خوانندگان ساخت این پلاک ها را نوعی هدر دادن مالیات شهروندان میدانستند.
تقویم یكی از مظاهر فرهنگی ملتهای جهان است و به خود میبالیم كه وارث دقیقترین تقویم دنیا هستیم. تقویم هجری شمسی مانند دیگر تقویمهای موجود در دنیا نیست كه با تغییر روز، سال جدید در آن آغاز شود، بلكه در یك لحظه به نام تحویل سال یا رسیدن خورشید به نقطهی اعتدال بهاری است كه آغاز میگردد. فرقی ندارد كه در چه نقطهای از زمین باشید زیرا این لحظه برای همه كاملاً یكسان است. این برتری برازندهی تقویم ما ایرانیان است.
حال بد نیست بدانیم چگونه میتوانیم با روشهای ساده آن هم به طور نسبتاً دقیق این لحظه را محاسبه كنیم.
موقعیت خورشید در لحظه تحویل سال نو
یكی
از سامانههای معروف مختصات سماوی، مختصات دایرةالبروجی است. این سامانه
حاصل چرخش ظاهری خورشید به دور زمین در طی یكسال شمسی است. در واقع در
این سامانه مختصات عرضی اجرام سماوی به عرض دایرةالروجی و مختصات طولی به
طول دایرةالبروجی مشهور است. خورشید نیز در چرخش ظاهری خود به دلیل
قرارگیری بر روی دایرةالبروج عرض صفر درجه دارد و طول آن نیز بر اساس
میزان جركت آن در طی ایام سال قابل محاسبه است. لحظهی تحویل سال از
برخورد دو صفحهی حركت وضعی و انتقالی زمین به وجود میآید. حال كافی است
تا مختصات ظاهری خورشید را با استفاده از تقویمهای نجومی یا نرمافزارهای
دقیق در اختیار داشته باشید و با فرمولهای نجومی آن را به مختصات واقعی
اصلاح كنید.
این مختصات اصلاح شده با در نظر گرفتن پارامتر دلتا T و لحاظ ۳.۵+ ساعت به گرینویچ برای ساعت صفر چهار روز ۱۹، ۲۰ ، ۲۱ و ۲۲ مارس ۲۰۰۸ به شرح زیر است.
تاریخ |
طول دایرةالبروجی |
|
ساعت صفر 19 مارس 2008 |
358.6213889 درجه |
|
ساعت صفر 20 مارس 2008 |
359.6150000 درجه |
|
ساعت صفر 21 مارس 2008 |
000.6080556 درجه |
|
ساعت صفر 22 مارس 2008 |
001.6005556 درجه |
همانطور
كه مشخص است طول دایرةالبروجی خورشید بین ساعت صفرِ ۲۰ و ۲۱ مارس ۲۰۰۸،
صفر میشود. پس لحظهی تحویل سال ۱۳۸۷ بین این دو تاریخ است.
حال باید تغییرات جابهجایی خورشید طی ساعت صفر ۱۹ مارس تا ساعت صفر ۲۰ مارس ۲۰۰۸ بررسی كنیم.
درجه ۰.۹۹۳۰۵۵۶=۳۵۹.۶۱۵-۰۰۰.۶۰۸۰۶+۳۶۰
سپس باید آن مقدار از حركت خورشید را بر روی دایرةالروج از ساعت صفر ۲۰ مارس تا زمانیكه طول دایرةالبروجی صفر (لحظهی تحویل سال) میشود را محاسبه كنیم.
درجه ۰.۳۸۵=۳۵۹.۶۱۵-۳۶۰
حال برای محاسبهی لحظهی تحویل سال ۱۳۸۷ یك تناسب ساده میبیندیم. در واقع خورشید طی ۲۴ ساعت از ساعت صفر ۲۰ مارس تا ساعت صفر ۲۱ مارس ۲۰۰۸ مقدار ۰.۹۹۳۰۶ درجه بر روی دایرةالبروج جابهجا شده است. پس مقدار ۰.۳۸۵ درجه را در طی چه مقدار زمانی جابهجا خواهد شد؟
ساعت ۹.۳۰۴۶۱۱=۰.۹۹۳۰۵۵۶÷(۲۴×۰.۳۸۵)
بعد از تبدیل به دقیقه و ثانیه لحظهی تحویل سال ۱۳۸۷ با دقتی قابل قبول ساعت ۰۹:۱۸:۱۷ خواهد شد كه یك ثانیه به دلیل خطای گرد كردن از آن كسر شده است. نرمافزارهای قدرتمند محاسباتی مانند Micca و Accurate Times ۵ هر دو، لحظهی تحویل سال ۱۳۸۷را ۰۹:۱۸:۱۸ محاسبه كردهاند. حال آنكه شورای تقویم این لحظه را ساعت ۰۹:۱۸:۱۹ اعلام نموده است كه به نظر میرسد این ۱ ثانیه اختلاف به دلیل تفاوتی اندك در دقت محاسبات طول دایرةالبروجی خورشید است.
اما این ساعت برابر با چه تاریخی از تقویم شمسی است؟
برای پاسخ به این سوال لازم است كه ما با قاعدهی نوروز تح







































