تصور کنیدسیارکی با سرعت زیاد در فضا به سوی زمین می آید. شما بودید چه می
کردید؟
بیشتر مردم فریاد می زدند: "منفجرش کنید!" ولی اریک اسفاگ و
همکارانش از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا کروز سرشان را به معنای بی
فایده بودن این کار تکان می دهند و این کار را بی فایده می دانند. بررسی های اخیر
آنان در مورد سیارک های چند کیلومتری نشان می دهد که نمی توان این سیارک ها به
راحتی منفجر کرد. سرپرست این گروه با شبیه سازی های کامپیوتری آثار انفجار را بر
سه نوع سیارک مختلف بررسی کرد:
بنا بر این بررسی ها سیارک ها اجسامی صلب نیستند بلکه توده های سستی از خرده سنگ
می باشند که نیروی گرانش آنها را در کنار هم نگاه داشته است. شبیه سازی های جدید
نشان می دهند که اگر جسم بزرگی به سیارکی بر خورد کند, فقط در ناحیه بر خورد خرابی
به وجود می آید. درست مثل این است که بخواهید یک تپه شنی را با ضربه چکش در یک سر
آن کاملا" نابود کنید! که البته یک گودال درست و حسابی می سازید ولی تپه از
جایش تکان نمی خورد!
اسفاگ و همکارانش برای کامل کردن این کار, به سراغ سیارکی به شکل
بادام زمینی رفتند. پیکر این سیارک سه ساختار متفاوت دارد: صخره ای صلب, یک جفت
صخره صلب و شالوده ای از تکه سنگ های کوچک. این گروه با شبیه سازی رایانه ای صخره
هایی به اندازه یک خانه به طرف هر سیارک پرتاب کردند و آسیبها را بررسی کردند.
نتایج حاصل از شبیه سازی نشان می داد که سیارک هایی که یکدست از صخره ساخته شده
اند به تکه های خرد تر تقسیم شده ولی پس از برخورد همیشه پراکنده نمی شوند. ممکن
است به چند تکه بزرگ تقسیم شوند یا خوشه ای از ذرات و غبار به وجود آورند. به نظر
می آید سیارکهایی که از یک جفت صخره به هم چسبیده ساخته شده اند, در برابر این
برخورد مقاومت می کنند, چراکه یکی از دو صخره بیشتر ضربه حاصل از برخورد را جذب می
کند. سیارک هایی هم که خرده سنگ ساخته شده اند از این هم کمتر آسیب می بینند. کار اسفاگ
ممکن است شواهد رصدی عجیب سیارک ماتیلدا را توصیح
دهد.تصاویر فضا پیمای نییر از این سیارک, گودالهایی قدیمی را آشکار
کرد که قطرشان از خود سیارک هم بزرگتر است! البته فقط قوسی از کل گودال روی سیارک
است. اگر چنین بر خورد های عظیمی بر ماتیلدا بی اثر بوده است, پس
سیارکی مشابه آن هم, در برابر هر بمب هسته ای که به طرفش پرتاب شود ضد ضربه است.
به گفته اسفاگ قبل از اینکه تصمیم بگیریم که سلاح های هسته ای سپر
بلای ما باشند باید بررسی های بیشتری انجام دهیم.
آیا عالم تا ابد انبساط می یابد یا روزی از انبساط باز می ایستد و شروع به انقباض می کند؟
بسیاری از پژوهش های اخیر قاطعانه نشان از این دارند که عالم به انبساط ادامه می دهد و احتمالا" هر چه زمان می گذرد به سرعتش اضافه می شود, چرا که با دور شدن کهکشان ها از یکدیگر جاذبه بین آنها هم کاهش می یابد. در دو پژوهش اول اختر شناسان با استفاده از تلسکوپ های عظیم زمینی و تلسکوپ فضایی هابل چندین ابرنواختر نوع Ia را در نقاط دور عالم بررسی کردند. این نوع ابرنواخترها زمانی به وجود می آیند که کوتوله سفیدی مواد کافی از ستاره همدم خود برباید تا جرمش به 1.4 جرم خورشید برسد. این کوتوله سفید که دیگر قادر به حفظ خود نیست, می رمبد و منفجر می شود و سپس تا چند هفته ای چند صد میلیون بار درخشنده تر می شود.
همه ابرنواختران نوع Ia در همین شرایط به وجود می آیند و رفتارهای مشابهی دارند. از این رو اخترشناسان توانستند تا ابرنواختر های نزدیک را با ابرنواخترهای دورتر مقایسه کنند. آنها آنقدر پرنورند که که در فواصل بسیار دور عالم هم دیده می شوند. گروه هایی از آزمایشگاه لارنس برکلی و مرکز اخترفیزیکی هاروارد اسمیت سونی, درخشندگی ظاهری تعدادی از این ابرنواخترها را همراه با فاصله شان مشخص و مقایسه کردند. با این کار می توان نشان داد که سرعت انبساط در طول تاریخ عالم تغییرات قابل توجهی داشته است یا نه. این گروه ها چندین ابرنواختر دور را بررسی کرده اند و نتیجه مشخص است:
ما در عالمی زندگی می کنیم که برای همیشه منبسط خواهد شد.
به گفته سرپرست گروه مرکز اختر فیزیکی اسمیت سونی به احتمال 95%, چگالی ماده در عالم برای پایان دادن به انبساط کافی نیست.
دو گروه تحقیقاتی دیگر هم با روش های متفاوت به همین نتیجه رسیدند. خانم نتا باکال از دانشگاه پرینستون و همکارانش به دنبال تعداد مجموعه های کهکشانی پرجرم در نقاط دور کیهان اند. اگر قرار باشد عالم چگال باشد و روزی انبساطش پایان یابد, باید بیشتر مجموعه های پرجرم کهکشانی در زمانهای نه چندان دور به وجود آمده باشند. اما پژوهش ها نشان می دهد که در هزار خوشه فقط یکی دو خوشه پرجرم کهکشان ها وجود دارد که جوان باشند. یعنی در زمانی به وجود آمده اند که جهان بیش از نیم برابر اکنون سن داشت. گروه باکال با بررسی سه خوشه پرجرم دریافتند که عالم تنها 20% ماده لازم برای توقف انبساط را دارد.
كشف هيجان انگيز!
ابتدا زمين شناسان فكر مي كردند كه اين سنگها فقط در حدود 8/2 ميليارد سال
سن دارند. اما مطالعات مفصل تر نشان داد كه حداقل يك ميليارد سال قديمي تر
هستند. نمونه ها براي تعيين سن دقيق به دانشگاه كبك واقع در مونترال 3 و
دانشگاه سيمون فريزر4 واقع در بريتيش كلمبيا5 فرستاده شد. اين كار توسط
پيرنادو6 و دكتر جين ديويد7 انجام شد. دانشمندان با تعيين سن عناصر
راديواكتيو موجود در سنگها سن نمونه ها را 16+825/3 ميليارد سال تخمين
زدند. پروفسور روس استونسون 8 از دانشگاه كبك در مصاحبه با BBc News
inline گفت اين كشفي بود كه همه دانشمندان را متعجب ساخت. او همچنين گفت:
كشف اين سنگها شبيه جواهري است كه در دامن من افتاده باشد
حيات چگونه آغاز شد؟
سنگهاي كانادا از ماگمايي كه از جبه زمين مشتق شده، تشكيل شده اند .
بنابراين, اين سنگها اطلاعاتي را در مورد يك چهارم اوليه سرگذشت زمين
ارائه مي دهند. دانشمندان عقيده دارند كه سياره زمين 6/4 ميليارد سال قبل
تشكيل شده است. اند كي پس از آن كره ماه تشكيل شد (احتمالاَ از برخورد بين
زمين و ديگر توده هاي سياره اي بزرگ) و سپس جبه و پوسته توسعه يافتند. به
دنبال آن اقيانوسها و اشكال حياتي ساده, مثل باكتريها, بوجود آمدند. تا
امروز, اطلاعات بدست آمده درباره چگونگي تشكيل اينها خيلي كم است. اين
سنگها خيلي شبيه به سنگهاي موجود در توالي ايزوآ 9 واقع در گرينلند هستند.
باتحقيقاتي كه قبلاَ بر روي اين سنگهاي بازالتي انجام شده،بنظر
ميرسدآنها داراي تركيبات كربن داري باشند كه در اثر فعاليت بيولوژيكي
،توليد شده اند. اكنون مي توان سنگهاي كانادا و گرينلند را با هم مقايسه
نمود. پروفسور استونسون گفت: همانند اين سنگها قبلاَ يافت نشده است. دكتر
روزاليند وايت 10 از دانشگاه ليستر 11 انگلستان, براي مدتي سنگهاي گرينلند
را مطالعه كرده است. او گفت: تا قبل از اين, سنگهاي ايزوآ منحصر به فرد
تلقي مي شد، اما اين توالي 35 كيلومتري فقط نشان دهنده بخشي از يك ناحيه
كوچك است و بنابراين مشكل است تا به نتايجي درباره كل زمين دست يابيم. او
در خصوص سنگهاي جديد گفت كه آن ها به زمين شناسان كمك خواهند كرد تا تصوير
بهتري از تكامل اوليه زمين ارائه دهند. سنگهاي پورپوس كاو بعنوان قسمتي از
يك پروژه نقشه برداري كه زير نظر مارتين پرنت 12 از وزارت منابع طبيعي كبك
انجام مي شد بدست آمدند.
كشف هيجان انگيز!
ابتدا زمين شناسان فكر مي كردند كه اين سنگها فقط در حدود 8/2 ميليارد سال
سن دارند. اما مطالعات مفصل تر نشان داد كه حداقل يك ميليارد سال قديمي تر
هستند. نمونه ها براي تعيين سن دقيق به دانشگاه كبك واقع در مونترال 3 و
دانشگاه سيمون فريزر4 واقع در بريتيش كلمبيا5 فرستاده شد. اين كار توسط
پيرنادو6 و دكتر جين ديويد7 انجام شد. دانشمندان با تعيين سن عناصر
راديواكتيو موجود در سنگها سن نمونه ها را 16+825/3 ميليارد سال تخمين
زدند. پروفسور روس استونسون 8 از دانشگاه كبك در مصاحبه با BBc News
inline گفت اين كشفي بود كه همه دانشمندان را متعجب ساخت. او همچنين گفت:
كشف اين سنگها شبيه جواهري است كه در دامن من افتاده باشد
حيات چگونه آغاز شد؟
سنگهاي كانادا از ماگمايي كه از جبه زمين مشتق شده، تشكيل شده اند .
بنابراين, اين سنگها اطلاعاتي را در مورد يك چهارم اوليه سرگذشت زمين
ارائه مي دهند. دانشمندان عقيده دارند كه سياره زمين 6/4 ميليارد سال قبل
تشكيل شده است. اند كي پس از آن كره ماه تشكيل شد (احتمالاَ از برخورد بين
زمين و ديگر توده هاي سياره اي بزرگ) و سپس جبه و پوسته توسعه يافتند. به
دنبال آن اقيانوسها و اشكال حياتي ساده, مثل باكتريها, بوجود آمدند. تا
امروز, اطلاعات بدست آمده درباره چگونگي تشكيل اينها خيلي كم است. اين
سنگها خيلي شبيه به سنگهاي موجود در توالي ايزوآ 9 واقع در گرينلند هستند.
باتحقيقاتي كه قبلاَ بر روي اين سنگهاي بازالتي انجام شده،بنظر
ميرسدآنها داراي تركيبات كربن داري باشند كه در اثر فعاليت بيولوژيكي
،توليد شده اند. اكنون مي توان سنگهاي كانادا و گرينلند را با هم مقايسه
نمود. پروفسور استونسون گفت: همانند اين سنگها قبلاَ يافت نشده است. دكتر
روزاليند وايت 10 از دانشگاه ليستر 11 انگلستان, براي مدتي سنگهاي گرينلند
را مطالعه كرده است. او گفت: تا قبل از اين, سنگهاي ايزوآ منحصر به فرد
تلقي مي شد، اما اين توالي 35 كيلومتري فقط نشان دهنده بخشي از يك ناحيه
كوچك است و بنابراين مشكل است تا به نتايجي درباره كل زمين دست يابيم. او
در خصوص سنگهاي جديد گفت كه آن ها به زمين شناسان كمك خواهند كرد تا تصوير
بهتري از تكامل اوليه زمين ارائه دهند. سنگهاي پورپوس كاو بعنوان قسمتي از
يك پروژه نقشه برداري كه زير نظر مارتين پرنت 12 از وزارت منابع طبيعي كبك
انجام مي شد بدست آمدند.
آيا تا به حال آرزو كرده ايد كه
مي
توانستيد در يك لحظه به كهكشاني دور دست سفر كنيد؟ يا حتي
خيلي نزديكتر از آن ، سري به دوستتان در آنسوي كره زمين
بزنيد؟
بدين منظور از مفهوم انحناي فضا _ زمان شروع مي كنيم. چگونه ممكن است
فضا _ زمان خميده شود؟
فرض كنيد شما و دوستانتان براي جمع كردن توت به
زير درخت آن رفته ايد و پارچه
اي را كه زير درخت گرفته ايد چنان كشيده شده است كه به شكل يه صفحه تخت در آمده است. روي پارچه مورچه
اي در حال رفتن به سوي يك توت است. در اين
حالت نزديكترين فاصله براي مورچه به رسيدن به توت، يك خط راست است.
اما اگر سنگي سنگيني را در وسط پارچه قرار دهيم
فضايي كه مورچه در آن قرار دارد
خميده مي شود و در اين فضاي جديد ،ديگر خط راست، كوتاهترين مسير براي مورچه نخواهد بود.
مطابق نسبيت عام اجرام در فضا نيز ايجاد خميدگي
مي كنند به طوري كه با افزايش
جرم خميدگي بيشتري حاصل مي شود. حال فرض كنيد كه در كنار همه اجسام يعني شما، من يا حتي
يك مورچه ، سه بعد فضا و زمان خميده مي شوند.
واضح است كه ما قادر به ديدن اين انحنا نيستيم اما آثار آن را به خوبي حس مي كنيم.

سياهچاله ها هنگامي تشكيل مي شوند
كه جرم باقيمانده از انفجار ابر نو اختري ستاره
بيش از سه برار جرم خورشيد باشد. گرانش سياهچاله ها به قدر ي زياد است كه حتي نور قادر به گريختن از آنها نيست. اجرامي كه توسط سياهچاله ها بلعيده مي شوند ، به هنگام فرو ريزش به درون آن و پيش از
آنكه
كاملا" ما پديد شوند پرتو هاي ايكس و گاماي پر انرژي
تابش مي كنند كه آشكار سازي اين پرتو ها روشي است براي
شناسايي محل سياهچاله ها. اگر جسمي از فاصله اي كه
افق رويداد ناميده مي شود به سياهچاله نزديكتر شود ديگر قادر به گريختن
از گرانش بسيار قدرتمند آن نيست و تنها راه فرار اين است كه با سرعتي
بيش از سرعت نور حركت كند كه چنين چيزي غير ممكن است.
در سال 1930 آينشتين و همكارش روسن نشان دادند كه
يم سياهچاله مي توتند عالم را به عالم ديگري كه كاملا"متفاوت است، متصل كند.
در واقع هنگامي كه وارد يك سياهچاله مي شويم وارد تونلي
قيف مانند با فضا
_ زماني بسيار پيچيده شده ايم كه در انتهاي آن تونل ديگري
قرار دارد كه مثل تصوير آينه اي آن است و سر ديگر تونل
دوم ما را به عالم ديگري متصل مي كند. اين تونل
كه در ابتدا پل آينشتين _ روسن ناميده شده بود بعد ها به عنوان كرمچاله شهرت يافت.

از گذشتۀ موسیقی ایران اطلاع زیادی در دست نیست، ولی بعضی از اسناد و مدارکی در دست است که می توان بر اساس ان تخمین زد که موسیقی ایران حداقل به دوران “مادها” بر می گردد و مهم ترین مدرک موجود کتاب زرتشت، “اوستا” می باشد که بخش مهمی از این کتاب را “گات ها” تشکیل داده اند. هر یک از گات ها مجموعه ای از اشعار و سرودهایی بوده که در راستای اهداف مذهبی یا اجتماعی خاص جاری شده و به تناسب مفاهیم موجود، گاتها دارای اهنگ خاص بوده، و این نیایش ها به همراه اهنگ خاصی اجرا می شده و از طرفی چون زرتشت حدودآ در دورۀ مادها می زیسته، پس با اطمینان می توان از حضور موسیقی اوازی و سازی در ان دوران از تاریخ ایران زمین سخن گفت. تندیس های کشف شده از شوش هم دلالت بر این دارد که سازهای دف، چنگ، تنبور و انواع سازهای بادی، حداقل هزار سال پیش از میلاد در این سرزمین در مراسم مختلف مورد استفاده بوده است.
تاریخ موسیقی ایران از هخامنشی تا قاجار
در دوران هخامنشی بنا بر انچه که برخی مورخین بزرگ مانند هرودوت گفته اند، موسیقی در جنگ های کورش بزرگ نقش حساسی را به عهده داشته است. کزنفون، مورخ یونانی در کتاب خصایص کورش می گوید: کورش هنگام حمله به اشور سرودی را اغاز کرد، انگاه سپاه بزرگ او هم به پیروی از این پادشاه بزرگ سرود خواندند و انگاه جنگ را اغاز کردند. و در بخش دیگر می گوید: نیمه شب کورش دستور داد تا سردار سپاه در جلوی صفوف قرار گیرد و سرود مخصوص بخواند و انگاه تمامی سپاه با او در هنگام حمله سرود بخواندند.
در دورۀ اشکانیان (پارت ها) نیز وجود بعضی اثار باستانی مؤید وجود موسیقی در ان دوران است که مهم ترین انها اثر بسیار نفیس بر جا مانده از این دوره در منطقۀ نساء (سرزمین خراسان بزرگ که بخش های به جا مانده از ان اینک درگز، قوچان، بجنورد و … می باشند)، نقشی است بر روی یک ساتگین و این شاخ نشاندهندۀ تصویر مردی است که در حال بردن گوسفندی است و دو نوازنده، که یکی چنگ و دیگری سازی بادی دارد، وی را همراهی می کنند.
در دورۀ ساسانیان با توجه به اینکه پادشاهان نسبت به توسعۀ تمدن ایران علاقه داشتند، موسیقی را به عنوان یکی از مهم ترین عناصر فرهنگ و تمدن در این دوره از تاریخ ایران معرفی کردند و این هنر در این دوره بسیار پیشرفت کرد و بنا به قول مورخین این دوره، دوران طلایی موسیقی ایران بوده است. جالب توجه است که در زمان حکومت اردشیر بابکان مردم از لحاظ اجتماعی به طبقاتی تقسیم شده بودند که موسیقی دانان در طبقه ای ممتاز و ویژه قرار گرفته بودند؛ این طبقه بندی به عنوان قانون کشوری در امده بود و تا مدتها بعد از ان هم ادامه داشت. عظمت موسیقی این دوران که بر اساس توجه پادشاهان این سلسله باعث ایجاد انگیزه و رشد و شکوفایی موسیقی شد، همواره با نام های بزرگی چون باربد، بامشاد، رامتین، نکیسا و … همراه می باشد. کریستین سن، خاورشناس دانمارکی در کتاب “ایران در زمان ساسانیان” نوشته است: باربد موسیقی دان برای هفت روز هفته و سی روز ماه و سیصد و شصت و پنج روز سال نغماتی متفاوت ساخته بود که بیشتر نغمات فعلی از انها اقتباس شده است. در دیوان منوچهری، خسرو و شیرین نظامی و اثار بعضی نویسندگان عرب از اوازها و یا نام قطعاتی مختلف یاد شده است، مانند: تخت اردشیر، هفت گنج، تخت طاقدیس، گلریز، خسروانی، زیر افکن، نوروز، نهفت، گنج باداور، نوروز بزرگ، که هر یک نشان دهندۀ شکوه و جلال خسرو پرویز بوده، یا نشان دهندۀ ثروت و پیروزیهای ایرانیان، و یا جشن ها و فصل های مختلف، بویژه فرا رسیدن بهار. در کتاب خسرو و شیرین از نظامی می خوانیم:
نشسته باربد بربط گرفته جهان را چون فلک در خط گرفته
نکیسا نام مردی بود چنگی ندیم خاص خسرو پیر زنگی
از این سو باربد چون بلبل مست ز دیگر سو نکیسا چنگ در دست
نکیسا بر طریقی کان صنم خواست فرو خواند این غزل در پردۀ راست
شکفته چون گل نوروز خوش رنگ به نوروز این غزل در ساخت با چنگ
به اواز حزین چون عذرخواهان روان کرد این غزل را در سپاهان
در ان پرده که خواندندش حصاری چنین بکری براورد از عماری
نکیسا در ترنم جادویی ساخت پس انگه این غزل در راهوی ساخت
پس از ظهور اسلام و ایجاد ارتباط وسیع و فراگیر بین کشورهایی که تحت فرمان حکومت اسلامی بودند، تاثیر گذاری و تاثیر پذیری فرهنگی، جوامع مختلف را به هم نزدیک تر کرد و یکی از دلایل این مهم این است که در این دوران دانشمندان (از جمله موسیقی دانان) اثار خود را در جهت بهره برداری بین المللی به زبان عربی نگارش کردند.
بنا به اعتقاد ابن خلدون مورخ بزرگ، دوران خلفای عباسی، دوران رشد و شکوفایی موسیقی در حکومتهای اسلامی می باشد. از مهم ترین وقایع این دوران می توان از تأسیس هنرستان موسیقی در اندلس نام برد که توسط زریاب بنیان شد و در واقع با تأسیس این مرکز، موسیقی ایران و به طور کلی موسیقی شرق در اسپانیا معرفی و ترویج شد. از موسیقی دانهای برجستۀ این دوران می توان از ابن سینا، فارابی و خوارزمی یاد کرد که هر سه از دانشمندان بزرگ ایران بوده و در رشتۀ موسیقی دانش نامه داشته اند. فارابی اولین دانشمندی است که کتابی کاملآ علمی در زمینۀ موسیقی نوشت و او اولین کسی است که با تحقیق در اثار پیشینیان نسبت های ریاضی صدا را معین کرد. در دوران حملۀ مغولها، به نام خواجه نصیر طوسی بر می خوریم که در نجوم و ریاضی متخصص بوده و در زمینۀ موسیقی نیز صاحب رساله بوده است، و نیز عبدالقادر مراغه ای یکی دیگر از بزرگان موسیقی این دوران می باشد. نکتۀ قابل توجه در اثار مراغه ای این است که بیشتر تألیفات او به زبان فارسی نگارش شده است. کتابهای شرح ادوار و مقاصد الالحان و جامع الالحان از تألیفات اوست.
در دوران صفوی موسیقی تنزل پیدا کرد و بنا به قول فارمر، “از موسیقی عصر صفوی اطلاع چندانی در دست نیست، و فقط در عصر شاه عباس، موسیقی سازی برای خود جایگاهی داشته و شاه عباس خود نوازنده، خواننده، تصنیف ساز و اهل موسیقی بوده است و بعضآ در خلوت خود می خوانده.” در دوران افشاریه و اوایل قاجار، لشکرکشی های داخلی و خارجی انقدر شدت داشته که دیگر محلی برای رونق بازار موسیقی باقی نمانده است.
اما در دوران ناصری، با فضای بازی که در دربار پیش امد نوازندگانی پیدا شدند که بزرگترین ایشان میرزا علی اکبر فراهانی بوده است و انچه موسیقی سنتی کنونی ایران معرفی می شود، توسط این استاد و بعد خانوادۀ او به ما رسیده است.
با ترویج خط موسیقی در کشور توسط کلنل وزیری، اثار موسیقی که از پدران ما به ارث رسیده بود، در روایت های مختلف ثبت و ضبط شد و اولین تاریخ مدون موسیقی ایران شکل گرفت.


این شهر شگفت انگیز در 80 کیلومتری شهر کوزکو (cuzco) و در بلندای کوههای آند قرار دارد.
در این شهر سنگی مقدس به نام سایوا یا سوخانکا قرار دارد که در ظهر روزهای 21 سپتامبر و 21 مارس خورشید به طور کامل عمود می تابد و از ستون قرار داده شده در وسط این سنگ, هیچ سایه ای ایجاد نمی شود . در این زمان مردم به خاطر اتصال خورشید به زمین به جشن وشادی می پرداختند.

افسانه دیگری نیز در مورد این سنگ گفته می شد که اگر فرد پارسایی در مقابل این سنگ می ایستاد قادر بود دنیای مردگان را ببیند.
سبک معماری این شهر خانه های پلکانی بوده که با سنگ ساخته و نما داده شده است.

موقعیت این شهر طوری بود که امکان دسترسی دشمنان به این شهر وجود نداشت ولی به اطراف راههای ارتباطی بسیاری وجود داشت.در این شهر 150 خانه وجود دارد و در هر تراس مکانی برای کشاورزی و تامین غذای مردم وجود داشت.

این یافته باستانی که در آغاز چیز چندان مهمی به نظر نمی آمد با بررسی بیشتر کونیگ به عنوان یک باتری الکتریکی باستانی شناسایی شد که عبارت بود از :
یک کوزه گلی به ارتفاع 15 سانتی متر که درون آن استوانه ای از ورق مس قرار داشت. داخل این استوانه یک میله آهنی زنگ زده جای داشت. روی این میله باقی مانده های فلز سرب دیده می شد و تمام این اجزا با قیر بر جای خود محکم شده بودند.

بدیهی است که این یافته کونیگ با شک و تردید مواجه شد اما پس از بررسی های دکتر آرنه اگبرشت مصر شناس نظریه کونیگ درست شناخته شد. پژوهشی که اگبرشت انجام داد این چنین بود:
او پس از باز سازی کوزه گلی آن را با سرکه انگور پر کردو بلافاصله ولتاژ ان را اندازه گیری کرد و به ولتاژی برابر 0.5 ولت رسید.
اگبرشت مجسمه ای نقره ای از اوزیریس داشت که روی آن لایه نازکی از طلا قرار داشت. او به این نتیجه رسید که یکی از کاربرد های این باتری کوزه ای می تواند در این مجسمه به کار گرفته شده باشد چرا که پوشانیدن چنین لایه نازکی از طلا بر روی مجسمه ای از جنس دیگر در آن زمان کار بسیار مشکلی بوده است, پس او این آزمایش را ترتیب داد :
او نمونه ای دیگر از این مجسمه نقره ای از اوزیریس را ساخت و داخل محلول نمک طلا آویزان کرد و آن را به زنجیره ای متشکل از 10 عدد باتری کوزه ای متصل کرد و براستی در مدت چند ساعت لایه نازکی از طلا مجسمه نقرا ای را پوشانیده بود.








































